یه بازی جذابه برید به لینک زیر و ثبت نام کنید
http://www.travian.ir/?uc=irx5_37071
یه بازی جذابه برید به لینک زیر و ثبت نام کنید
http://www.travian.ir/?uc=irx5_37071
پذیرفته شد - احتمالا عربها همین کارو کردند آمارشون رفته بالا نتیجه میگیریم تو این امتحان تقلب آزاده
با سلام به همه - 30 ثانیه هم طول نمیکشه یه زوردیگه بزنین تموم میشه فکر می کردم که بعد از تلاش های بیهوده اعراب در رابطه با تغییر نام خلیج فارس ، دیگه اونا اقدام دیگری نکنند. لازم که بدونید ، در اون روز تقریباً 150،000 نفر رای داده بودند و سهم ما تقریباً بیش از 79% در مقابل کمتر از 21% بود اما امروز تعداد رای دهنده ها به بیش از 759،000 نفر رسیده ولی با تاسف فراوان سهم ما از 79% به کمتر از 70% رسیده واین یک فاجعه است. یادتون باشه که این رای گیری مربوط به کمپین 1،000،000 امضای شرکت گوگل است و نذارید که دوباره نام خلیج فارس به خلیج ع ر ب ی تغییر پیدا کنه خوبه بدونید که شرکت گوگل مجبوره به هر درخواستی که به طور همزمان از طرف 5000 نفر و یا هر ارگان معتبر و ثبت شده ای ، بابت به رای گذاری یک قانون ، نام ، تعریف و . . . احترام بذاره پس رو این لینک کلیک کنید و رای بدید نه از طرف خودتون که تقلب محسوب می شه پیش وجدان خودتون از طرف افرادی که می شناسید و با اینترنت سروکار ندارند در اصل به جای اونها
مـــــــــــــــــــــــــــــــــا بیشمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاریم |
طرز تهیه کرم زیبایی در منزل!
اگر از استفاده از کرمهای شیمیایی ناراحتید و میخواهید از کرمهای دست ساز استفاده کنید در این مقاله با ما همراه باشید
موم عسل: 1 قسمت
آب مقطر: 2 قسمت
موم سفید: 2 قسمت
گلاب: 2 قسمت
لانولین: 2 قسمت
روغن بادام شیرین : 4 قسمت
کپسول ویتامین A و E از هر کدام 5 کپسول
موم عسل و موم سفید و لانولین را در روی بخار آب قرار داده و خوب مخلوط کنید تا رقیق شود و بعد روغن بادام شیرین را به آن اضافه کرده و بعد مایع را از روی حرارت برداشته و به آن آب مقطر و گلاب اضافه کرده و خوب مخلوط کنید و به مدت 5 دقیقه دوباره روی بخار آب قرار داده و سپس بگذارید تا سرد شود و بعد از سرد شدن ویتامین ها را به آن اضافه کنید تا کرم آماده استفاده شود.
طرز تهیه کرم زیبایی 2:
پیاز: 2 عدد
گلاب: 1 استکان
روغن: 100 گرم
شیر:1 فنجان
عسل : 1 قاشق
سه عدد پیاز را رنده کرده و کاملا نرم کنید و در حرارت بسیار کم با یک روغن (بهتر است روغن کنجد باشد) بپزید، در موقع پختن آن را به طور دایم به هم بزنید و یک قاشق عسل و یک استکان گلاب و یک فنجان شیر به آن بیافزایید، وقتی تمام اجزای ذکر شده به خوبی مخلوط شدند، می توانید آنرا بر روی نقاط پرجوش پوست ، بر روی بثورات جلدی، بر روی لکه های نارنجی رنگ پوست مانند کرم بمالید.
تذکر:
برای نگهداری در مدت زمان بیشتر بهتر است از شیر در آن استفاده نکنید.
در تهیه کرم های زیبایی از نشاسته پخته و گلیسرین نیز می توانید استفاده کنید.
روش های از بین بردن چین و چروک صورت
![]()
شاید تاکنون شیوه های گوناگونی را برای جلوگیری از چروکیدگی پوستتان امتحان کرده باشید اما برای کاهش چروک های پوست خود این چند نکته را هم به خاطر داشته باشید
پوست ما به دلایل مختلفی دچار چروکیدگی می شود. از سرمای زیاد و خشکی هوا گرفته تا بدی تغذیه و افزایش سن و قرارگیری زیاد در مقابل نور آفتاب.
1 به پشت بخوابید:
انجمن علمی پوست آمریکا هشدار میدهد اگر میخواهید پوستتان دچار چروکیدگی نشود به وضعیت صحیحی بخوابید. چرا که بد خوابیدن یا خوابیدن به شکم سبب ایجاد چروکیدگی پوست میشود.چروکهایی که در اثر خوابیدن به شکم روی پوست ایجاد میشود حتی ممکن است مدتها بعد هم از بین نرود.خوابیدن به یک پهلو چروکها را افزایش داده و چینهای روی گونهها و چانه را بیشتر میکند.
2 بیشتر ماهی بخورید!
مخصوصا سالموننه تنها ماهی سالمون بلکه سایر ماهیهایی که در آبهای سرد زندگی میکنند منبع غنی از پروتئین بوده و امگا3 فراوان دارند. پروتئینهای موجود در ماهی برای ساخت مجدد سلولهای پوستی لازم هستند. روغن امگا3 یکی از مغذیترین غذاها برای پوست بوده و برای جوانی و شادابی پوست بسیار مفید و موثر هستند و به کاهش چروکیدگی پوستی کمک شایانی میکنند.
3 اگر عینک لازم دارید، عینک بزنید!
انجمن پوست آمریکا معتقد است چشمک زدن مداوم و مالش پوست اطراف چشم سبب ایجاد چروکهایی در اطراف چشم و تغییر عضلات صورت میشود و حتی موجب ایجاد شیارهایی روی سطح پوست میشود. این شیارها نهایتا به چروک پوستی منجر میشود. بنابراین در صورتی که برای کتاب خواندن نیاز به عینک دارید، حتما عینک بزنید.همچنین وقتی میخواهید در هوای آفتابی بیرون بروید از عینک آفتابی استفاده کنید چرا که عینک پوست اطراف چشم شما را از آسیبهای ناشی از آفتاب و بستن چشمها محافظت میکند.
4 استفاده از آلفاهیدروکسی:
اسیدآلفاهیدروکسیاسید که نوعی اسید میوه طبیعی است، موجب از بین رفتن لایه مرده سلولهای پوستی میشود و این سبب کاهش خطوط پوست و چین و چروکها مخصوصا در اطراف چشم میشود. تازهترین مدارک نشان میدهد که این ماده با غلظت بالا به تولید کلاژنهای پوستی کمک زیادی میکند.
5 کاکائو:
در یک مطالعه در نشریه تغذیه منتشر شده است محققان ابراز میکنند کوکا حاوی دوفلاونید مهم به نام کاتیشن و اپیکاتیشن است که پوست را در مقابل صدمات پوستی ناشی از آفتاب محافظت میکند این ماده همچنین گردش خون سلولهای پوستی را نیز بهبود بخشیده و موجب آبرسانی بهتر و صافتر شدن ظاهر پوست میشود.
براساس مطالعات مرکز پوست دانشگاه میرلند شستشوی مدام پوست صورت با آب شیر سبب از بین رفتن روغنهای پوستی که نوعی سد محافظتی پوست محسوب میشوند میشود.همچنین سبب از بین رفتن رطوبت پوست که پوست را در برابر چین و چروک محافظت میکند میشود. صورت را بشویید اما نباید شستشوی زیاد انجام دهید. مگر اینکه صابونهای شما حاوی مرطوبکننده و محافظ پوست باشد. سعی کنید بیشتر دستمالهای مرطوب را به جای صابون برای پاک کردن پوست استفاده کنید.
7 از ویتامین C موضعی استفاده کنید:
مطالعات تازه در دانشگاه تولان نشان میدهد مصرف ویتامین C میتواند موجب تولید کلاژن شود و پوست را از اثرات اشعه UV و UA محافظت میکند. استفاده از ویتامین C همچنین بیماریهای التهابی پوست را برطرف میکند و از ایجاد چروکیدگی پوست جلوگیری میکند.
سهراب سپهری نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در کاشان متولد شد.
خود سهراب میگوید :
… مادرم میداند که من روز چهاردهم مهر به دنیا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صدای اذان را میشندیده است…
پدر سهراب، اسدالله سپهری، کارمند اداره پست و تلگراف کاشان، اهل ذوق و هنر.
وقتی سهراب خردسال بود، پدر به بیماری فلج مبتلا شد.
… کوچک بودم که پدرم بیمار شد و تا پایان زندگی بیمار ماند. پدرم تلگرافچی بود. در طراحی دست داشت. خوش خط بود. تار مینواخت. او مرا به نقاشی عادت داد…
محل تولد سهراب باغ بزرگی در محله دروازه عطا بود.
سهراب از محل تولدش چنین میگوید :
… خانه، بزرگ بود. باغ بود و همه جور درخت داشت. برای یادگرفتن، وسعت خوبی بود. خانه ما همسایه صحرا بود . تمام رویاهایم به بیابان راه داشت…
سال 1312، ورود به دبستان خیام (مدرس) کاشان.
… مدرسه، خوابهای مرا قیچی کرده بود . نماز مرا شکسته بود . مدرسه، عروسک مرا رنجانده بود . روز ورود، یادم نخواهد رفت : مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند . خودم را تنها دیدم و غریب … از آن پس و هربار دلهره بود که به جای من راهی مدرسه میشد…
… در دبستان، ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید.
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم.
بی آنکه خدایی داشته باشم …
سهراب از معلم کلاس اولش چنین میگوید :
… آدمی بی رویا بود. پیدا بود که زنجره را نمیفهمد. در پیش او خیالات من چروک میخورد…
خرداد سال 1319 ، پایان دوره شش ساله ابتدایی.
… دبستان را که تمام کردم، تابستان را در کارخانه ریسندگی کاشان کار گرفتم. یکی دو ماه کارگر کارخانه شدم . نمیدانم تابستان چه سالی، ملخ به شهر ما هجوم آورد . زیانها رساند . من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش، حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. اگر محصول را میخوردند، پیدا بود که گرسنه اند. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم….
مهرماه همان سال، آغاز تحصیل در دوره متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان.
… در دبیرستان، نقاشی کار جدی تری شد. زنگ نقاشی، نقطه روشنی در تاریکی هفته بود…
سال 1322، پس از پایان دوره اول متوسطه، به تهران آمد و در دانشسرای مقدماتی شبانه روزی تهران ثبت نام کرد.
… در چنین شهری [کاشان]، ما به آگاهی نمیرسیدیم. اهل سنجش نمیشدیم. در حساسیت خود شناور بودیم. دل میباختیم. شیفته میشدیم و آنچه میاندوختیم، پیروزی تجربه بود. آمدم تهران و رفتم دانشسرای مقدماتی. به شهر بزرگی آمده بودم. اما امکان رشد چندان نبود…
آذرماه سال 1325 به پیشنهاد مشفق کاشانی (عباس کی منش متولد 1304) در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) کاشان استخدام شد.
… شعرهای مشفق را خوانده بودم ولی خودش را ندیده بودم. مشفق دست مرا گرفت و به راه نوشتن کشید. الفبای شاعری را او به من آموخت…
سال 1326 و در سن نوزده سالگی، منظومه ای عاشقانه و لطیف از سهراب، با نام “در کنار چمن یا آرامگاه عشق” در 26 صفحه منتشر شد.
…دل به کف عشق هر آنکس سپرد
جان به در از وادی محنت نبرد
زندگی افسانه محنت فزاست
زندگی یک بی سر و ته ماجراست
غیر غم و محنت و اندوه و رنج
نیست در این کهنه سرای سپنج…
مشفق کاشانی مقدمه کوتاهی در این کتاب نوشته است.
سهراب بعدها، هیچگاه از این سروده ها یاد نمیکرد.
سال 1327، هنگامی که سهراب در تپه های اطراف قمصر مشغول نقاشی بود، با منصور شیبانی که در آن سالها دانشجوی نقاشی دانشکده هنرهای زیبا بود، آشنا شد. این برخورد، سهراب را دگرگون کرد.
… آنروز، شیبانی چیرها گفت. از هنر حرفها زد. ون گوگ را نشان داد. من در گیجی دلپذیری بودم. هرچه میشنیدم، تازه بود و هرچه میدیدم غرابت داشت.
شب که به خانه بر میگشتم، من آدمی دیگر بودم. طعم یک استحاله را تا انتهای خواب در دهان داشتم…
شهریور ماه همان سال، استعفا از اداره فرهنگ کاشان.
مهرماه، به همراه خانواده جهت تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا در رشته نقاشی به تهران میاید.
در خلال این سالها، سهراب بارها به دیدار نیما یوشیج میرفت.
در سال 1330 مجموعه شعر “مرگ رنگ” منتشر گردید. برخی از اشعار موجود در این مجموعه بعدها با تغییراتی در “هشت کتاب” تجدید چاپ شد.
بخشهایی حذف شده از ” مرگ رنگ ” :
… جهان آسوده خوابیده است،
فروبسته است وحشت در به روی هر تکان، هر بانگ
چنان که من به روی خویش …
سال 1332، پایان دوره نقاشی دانشکده هنرهای زیبا و دریافت مدرک لیسانس و دریافت مدال درجه اول فرهنگ از شاه.
… در کاخ مرمر شاه از او پرسید : به نظر شما نقاشی های این اتاق خوب است ؟
سهراب جواب داد : خیر قربان
و شاه زیر لب گفت : خودم حدس میزدم. …
اواخر سال 1332، دومین مجموعه شعر سهراب با عنوان “زندگی خوابها” با طراحی جلد خود او و با کاغذی ارزان قیمت در 63 صفحه منتشر شد.
در مردادماه 1336 از راه زمینی به پاریس و لندن جهت نام نویسی در مدرسه هنرهای زیبای پاریس در رشته لیتوگرافی سفر میکند.
در همین سال، شخصی علاقه مند به نقاشیهای سهراب، همه تابلوهایش را یکجا خرید تا مقدمات سفر سهراب به ژاپن فراهم شود.
مرداد این سال، سهراب به توکیو سفر میکند و درآنجا فنون حکاکی روی چوب را میاموزد.
سهراب در یادداشتهای سفر ژاپن چنین مینویسد :
… از پدرم نامه ای داشتم. در آن اشاره ای به حال خودش و دیگر پیوندان و آنگاه سخن از زیبایی خانه نو و ایوان پهن آن و روزهای روشن و آفتابی تهران و سرانجام آرزوی پیشرفت من در هنر.
و اندوهی چه گران رو کرد : نکند چشم و چراغ خانواده خود شده باشم…
در اواخر این سال، سهراب و خانواده اش به خانه ای در خیابان گیشا، خیابان بیست و چهارم نقل مکان میکند.
در همین سال در ساخت یک فیلم کوتاه تبلیغاتی انیمیشن، با فروغ فرخزاد همکاری نمود.
تیرماه سال 1341، فوت پدر سهراب
… وقتی که پدرم مرد، نوشتم : پاسبانها همه شاعر بودند.
حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود وگرنه من میدانستم و میدانم که پاسبانها شاعر نیستند. در تاریکی آنقدر مانده ام که از روشنی حرف بزنم …
فروردین سال 1343، سفر به هند و دیدار از دهلی و کشمیر و در راه بازگشت در پاکستان، بازدید از لاهور و پیشاور و در افغانستان، بازدید از کابل.
در آبانماه این سال، پس از بازگشت به ایران طراحی صحنه یک نمایش به کارگردانی خانم خجسته کیا را انجام داد.
منظومه “صدای پای آب” در تابستان همین سال در روستای چنار آفریده میشود.
سال 1358، آغاز ناراحتی جسمی و آشکار شدن علائم سرطان خون.
دیماه همان سال جهت درمان به انگلستان سفر میکند و اسفندماه به ایران باز میگردد.
سال 1359… اول اردیبهشت… ساعت 6 بعد ازظهر، بیمارستان پارس تهران …
فردای آن روز با همراهی چند تن از اقوام و دوستش محمود فیلسوفی، صحن امامزاده سلطان علی، روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان مییزبان ابدی سهراب گردید.
آرامگاهش در ابتدا با قطعه آجر فیروزه ای رنگ مشخص بود و سپس سنگ نبشته ای از هنرمند معاصر، رضا مافی با قطعه شعری از سهراب جایگزین شد:
به سراغ من اگر میایید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
… کاشان تنها جایی است که به من آرامش میدهد و میدانم که سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد…
و سهراب …. ماندگار شد ….
در انتها هم یکی از اشعار زیبای سهراب رو برای شما انتخاب کردم امیدوارم مورد توجه قرار بگیره
از سبز به سبز
من در این تاریکی
فکر یک بره ء روشن هستم
که بیاید علف خستگی ام را بچرد .
من در این تاریکی
امتداد تر بازوهایم را
زیر بارانی می بینم
که دعاهای نخستین بشر را تر کرد .
من در این تاریکی در گشودم به چمن های قدیم ،
به طلایی هایی ، که به دیوار اساطیر تماشا کردیم .
من در این تاریکی
ریشه ها را دیدم
و برای بوته ء نورس مرگ ، آب را معنی کردم .
در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتیها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده میشود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در «مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوششها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.
در حدود ساعت 5/10 شامگاه 29 ژانویه 1948 هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به «استار تایگر» هنگامی که با 26 مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود «هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد».
با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
در ساعت 45/7 دقیقه بامداد روز 17 ژانویه 1949 کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره «برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در«جامائیکا» برود، ولی این هواپیما نیز هنگام عبور از فراز «مثلث برمودا» به سرنوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
کاپیتان 40 دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که میتوانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گستردهای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
در روز 5 دسامبر 1945 پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره 19 نامیده میشد، از پایگاه نظامی «فورت لودردیل» واقع در «فلوریدا» به هوا برخاستند. طبق برنامه، آنها میبایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.
قبلا چندین بار چنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادند. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستگاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
در ساعت 10/2 دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود 200 مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت 45/3 دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
-برج مراقبت... وضع اضطراری پیش آمده... انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم... تکرار میکنم ... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
مسئول برج مراقبت پرسید:
-حالا در چه موقعیتی هستید؟
-موقعیت خود را به درستی نمیدانیم ... اصلا نمیدانیم کجا هستیم. به نظر میرسد راه را گم کردهایم.
مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
برج مراقبت گفت:
-طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
ستوان « تایلور» پاسخ داد:
-ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست... همه دستگاهها از کار افتاده... همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمیتوانیم تشخیص دهیم.
حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است...
چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش رسید که دیوانه وار فریاد زد:
-ما وارد آبهای سفید میشویم... خطر همچون دشنهای به سوی ما میآید... کمک... کمک ...
و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای «مارتین مرینر» با 13 سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
در ساعت 4/7 دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در «اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره 19 بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما میبایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.
سپیده دم روز بعد، 242 فروند هواپیما و 18 فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.
هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادف کرده اند، میبایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادف پیدا میشد و از سوی دیگر هنگامیکه ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما میتوانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشکهای بادی و جلیقههای نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت. هواپیمای «مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونهای ساخته شده بود که میتوانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با «مثلث برمودا» ارائه دهند.
پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچهای به دنیای دیگر گشوده میشود و این کشتیها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل میشوند.
و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی میاندازند و میگویند که ساکنان کرات دیگر، کشتیها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود میبرند.
برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانهای آتلانتیس به زیر آب، بر این باورند که در اعماق آبهای مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعهای قویتر از لیزر از آن ساطع میشود و این اشعه کشتیها و هواپیماها را ذوب میکند. در نقشههای قدیمی قارهای به نام « آتلانتیس» به چشم میخورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد و دانشمندان حدس میزنند بر اثر وقوع فاجعهای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.
به نظر میرسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانهها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبرهها»، «مثلث شیطان»، «مثلث مرگ»، «دریای بدبختی»، «گورستان آتلانتیک» نامیده میشده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.
اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمیشود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمییابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه میدارد.
آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری میگیرد؟
آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟
و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.
همه میدانیم نورخورشید برای بدن مفید و لازم است. نور خورشید برای ساختن ویتامین در بدن ضروری است و کودکانی که نور خورشید به آنها نمیرسد، دچار نرمی استخوان(راشیتیسم) میشوند.
اما نور خورشید عوارض گوناگونی از جمله تیرگی پوست، آفتاب سوختگی و آسیبرسانی به غشاء سلول و که مقدمات سرطان پوست را فراهم میکند، دارد.
امواج تابشی خورشید که به زمین میرسند به دودسته مرئی و نامرئی تقسیم میشوند. امواج ماورای بنفش و امواج مادونقرمز. اثرات گرمایی خورشید مربوط به امواج مادون قرمز میشود و اما امواج ماورای بنفش که به دو نوع و دستهبندی میشوند. دکتر فرامرز رفیعی در مورد اثرات آسیبرسان امواج نامرئی نور خورشید و راههای مبارزه با آن سخن میگوید.
● اثرات آسیبرسان امواج نامرئی خورشید کدامند؟
امواج ماورای بنفش و مادون قرمز میتوانند باعث بروز انواع سرطانهای پوستی، کک و مک، لکهای پوستی و انواع ضایعات خشکی پوست، قرمزی پوست، تحت عنوان آفتاب سوختگی و برنزه شدن پوست و پیری زودرس شوند.
● برنزه کردن پوست چه مضراتی دارد؟
برنزده شدن یا برنزه کردن پوست بیهیچ تردیدی آسیبرسان است. زیرا برای برنزه شدن حتما به ساختمان آسیب وارد میآید. برنزه شدن پوست نوعی واکنش دفاعی پوست در برابر امواج مضر خورشید است و نباید برای مقاصد زیبایی سلامتی خود را به خطر انداخت.
● راههای مبارزه با امواج آسیبرسان خورشید را نام ببرید؟
برخورد هوشیارانه با آفتاب. به این معنا که بدون محافظ در برابر نور خورشید قرار نگیریم و حتما ضد آفتاب استفاده نیم.
● انواع ضد آفتابها را نام ببرید؟
ضد آفتابهای فیزیکی و ضدآفتابهای شیمیایی. ضد آفتابهای فیزیکی آن هایی هستند که دارای اکسید روی، اکسید تیتانیم، اکسید آهن، تالک، کائولین و کالامین هستند که نور خورشید را در طیفهای ماورای بنفش و مادون قرمز و مرئی پراکنده میکنند و باز میگردانند و یا جذب میکنند.
ضدآفتابهای شیمیایی دارای موادی هستند که بر اساس خواص شیمیایی خود بر تغییر طول موج بخشهایی مضر نور و تبدیل آن به بخش غیرمضر عمل میکنند و شامل موادی میباشند که بر علیه انواع امواج ماورای بنفش عمل مینمایند.
● چرا بهتر است از ضدآفتابهایی که ضد آب هستند، استفاده کرد؟
برای این که اثرات مواد ضدآفتاب مورد استفاده در اثر شستشوی ناشی از تعریق، از بین نرود و فقط به هنگام شنا کردن از ضدآفتابهای ضدآب استفاده نمیکنیم بلکه به طور کلی بهتر است ضدآفتاب ما ضد آب باشد.
● عیار محافظتی یک ضدآفتاب یا چیست؟
میزان محافظت ضدآفتاب را برعلیه آسیبرسان بیان میکند. به این معنا که اگر ضدآفتاب به طور مثال بیست باشد به این معنای آن است که این ضدآفتاب شما را به میزان بیست برابر بیشتر در مقابل امواج آسیبرسان محافظت میکند و زمان ایجاد حداقل آسیب قرمزی پوست را به همین میزان به تاخیر میاندازد.
بر اساس نتایج تحقیقات مراکز معتبر دنیا برای یک پوست طبیعی بدون عارضه و بیماری حداکثر مجاز در شرایط معمول و با میزان تابش معمول ۳۰ است. ولی عیارهای بالاتر محافظتی برای افراد با بیماریهای پوستی که پزشک متخصص پوست و مو تشخیص میدهد یا افرادی که برای زمانهای طولانیتر به مناسبتهای شغلی در معرض تابش قرار میگیرند یا افراد با پوست طبیعی برای اسکیکردن روی آب یا شنا کردن توصیه میشود.
● آیا برای امواج ماورای بنفش نوع و نوع عیارهای محافظتی جداگانه وجود دارد؟
بله به طور مثال برای نوع ماورای بنفش و برای ماورای بنفش نوع ذکر میشود.
● خصوصیات یک ضدآفتاب خوب که موقع خرید باید مورد توجه قرار گیردچیست؟
یک ضدآفتاب خوب باید حاوی مواد فعال بر علیه امواج ماورای بنفش نوع و نوع و امواج مادون قرمز داشته باشد.
ضد آب باشد.
آن متناسب با نوع رنگ پوست باشد. لازم به توضیح است که بر طبق تقسیم بندی متخصصین شش تیپ پوستی در دنیا وجود دارد که روشنترین رنگ متعلق به افراد ایرلندی است که تیپ یک میباشند و تیپ شش هم تیرهترین رنگ پوستی متعلق به سیاهپوستان است اما رنگ پوست ایرانیها متعلق به تیپ ۴ یا ۵ است و افراد روشنتر ما متعلق به گروه ۳ هستند. بر طبق استاندارد برای ایرانیها برای فعالیتهای خارج از منزل ۱۵ تا ۲۰ برای شرایط معمول مطرح است.
یک ضد آفتاب خوب باید متناسب با نوع پوست باشد. مثلا برای فردی با پوست چرب یا پوست خشک یا مخلوط، نرمال و یا حساس باید از انواع مرتبط با نوع پوست استفاده کرد که به روی ضدآفتاب حتما قید شده است.
بهتر است کرم ضدآفتاب حاوی عوامل آنتیاکسیدان همچون ویتامین و یا ویتامین باشد تا درضمن بتواند با اثرات مخرب مادون قرمز هم مبارزه نماید.
اگر در داخل یک ضدآفتاب فیزیکی همچون تیتانیوم اکسید نیز باشد آن را در برابر امواج مادون قرمز محافظت بیشتری خواهد کرد.اگر میخواهید از یک ضد آفتاب فیزیکی استفاده کنید بهتر است از فرمهای میکرواکسید تیتانیوم استفاده کنید که پوشش بیشتری ایجاد میکنند و در سطح پوست به صورت مناطق سفید رنگ چرب دیده نمیشوند. برای این منظور میتوانید به ترکیب ضدآفتاب در پشت تیوپ ضدآفتاب توجه نمود که این موضوع را بیان میکند.
● آیا بایستی تا هنگامی که در معرض تابش آفتاب قرار داریم ضدآفتاب را تکرار کنیم و روی صورت و مناطق در معرض آفتاب دوباره بزنیم؟
بله بایستی نیم ساعت قبل از مواجه با آفتاب آن را به مناطق در معرض آفتاب بزنیم و تا هنگامی که د ر آفتاب قرار داریم هر دو ساعت آن را تجدید کنیم.
بله حتما زیرا ریشه اکثر آسیبهای پوستی در اثر تابشهای بیامان و مستمر دوران کودکی است. بایستی بدانیم که اثرات امواج نامریی خورشید اثرات تجمعی است یعنی سلولهای پوستی فراموش نمیکنند که در چه تاریخی چه میزان اشعه دریافت کردهاند و صدمه خوردهاند بلکه به مرور که میزان تابشهای بیحفاظ بیشتر میشود آسیبها هم بیشتر و جدیتر میشوند و منجر به بروز بیماریهای خطرناکی میشوند.
● آیا روشهای دیگر مبارزه با آسیبهای امواج خورشیدی وجود دارد؟
بله مثلا اگر به حفاظت لایه ازن کمک کنیم و با وسایل آلوده کننده به آن صدمه نزنیم باعث میشویم که ازن مقادیر بیشتر امواج مضر را برگرداند و نگذارد که آنها به زمین برسند و آسیبی ایجاد کنند. از موارد دیگر میتوان به این نکته اشاره کرد که افراد میتوانند در صورت نداشتن کار ضروری در اوج ساعات بحرانی تابش یعنی بین ساعت ۱۰ صبح تا ۴ بعداز ظهر ازمنزل بیرون نیایند و یا حتما از خود محافظت کنند. از کلاه با لبههای بلند استفاده کنند و عادات ورزشی خویش را به ساعات قبل و یا بعد از حداکثر تابش منتقل کنند. و برای بهره مندی ازمنافع نور خورشید در جهت تامین ویتامین بدن خویش با پزشک مشورت کنند و بدانند که میزان تابش در حدود ۱۵ دقیقه در روز برای تولید ویتامین به حد مناسب کافی است ولی افراد باید با توجه به وضعیت جسمانی و نیازهای بدنی خودشان و پس از مشاوره با پزشک نسبت به رعایت زمان توصیه شده اقدام کنند.
از جمله این طعم دهنده ها می توان به چای، نسکافه، قهوه و برخی میوه ها اشاره کرد....
اگر نسکافه، کاکائو، قهوه یا چای به شیرتان اضافه می کنید؛ باید بگویم که این نوشیدنی ها دارای اگزالات هستند و اگزالات با کلسیم ترکیب شده و مانع از جذب این ماده معدنی می شود.
به همین دلیل است که متخصصان تغذیه می گویند افزودن کاکائو به شیر صحیح نیست اما در واقع، باید گفت که صرفا اضافه کردن یک قاشق مرباخوری کاکائو به شیر که حدود 3 گرم می شود، آن قدر اگزالات ندارد که مانع جذب کامل کلسیم شود.
به همین دلیل، لازم است اولویت ها را در نظر بگیرید. اگر کسی می تواند شیر ساده را بنوشد، اولویت با مصرف آن است اما اگر فردی نمی تواند شیر ساده را بخورد، افزودن مقدار کمی کاکائو، چای یا نسکافه برای بهتر کردن طعم شیر آن قدر مشکلی ایجاد نخواهد کرد و در جذب کلسیم شیر تاثیر چندانی نخواهد گذاشت. اما برخی شیرکاکائوهای آماده، کاکائوی بسیار بالایی دارند و مصرف شان به جای شیر توصیه نمی شود زیرا بیشتر از آنکه شیر طعم دار شده باشد، نوعی نوشیدنی شیرین به حساب می آید، در حالی که تهیه شیر کاکائو در خانه با مقدار کمی کاکائو می تواند مفید باشد.
در رابطه با آب میوه ها و مخلوط شیر با میوه های تازه ای که منبع ویتامین C هستند نیز باید گفت که کلا موادغذایی ای که حاوی این ویتامین هستند، جذب عناصر 2 ظرفیتی را افزایش می دهند؛ یعنی آب میوه هایی که ویتامین C بالایی دارند، جذب آهن و کلسیم را تا حدی در بدن بالا می برند. به همین دلیل، افزودن آب میوه به شیر ضرری وارد نمی کند و حتی توصیه هم می شود.